عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥ - مبحث شرائط ملتقط
ترجمه:
اى: يا غاصب ادعا كند لباس و اشباه آن آنچه بر عبد است مال و ملك وى مىباشد در اينجا نيز قول وى مقبول واقع شده و مكلف به قسم مىباشد.
اك: اگر مالك با غاصب اختلافشان در ردّ مال غصبى باشد يعنى غاصب مدّعى است آن را ردّ كرده و مالك منكر آن مىباشد قول مالك مقدّم بوده و وى مكلّف به خوردن قسم است.
كتاب لقطه
اين كتاب مشتمل بر چند فصل است:
فصل اوّل: در بيان لقيط
لقيط عبارت است از انسانى كه رها شده و كافل و متصدى نداشته و نتواند مستقلا خود را حفظ كند.
مبحث احكام لقيط
الف: پسر و دختر بچه مادامى كه به حدّ بلوغ نرسيدهاند التقاط مىشوند.
ب: زمانى كه پدر يا جدّ يا وصىّ يا ملتقطى كه قبلا طفل را جسته معلوم باشند التقاطش صحيح نيست و لازم است او را به ايشان تسليم نمود.
ج: اگر طفل پيدا شده مملوك باشد حكم اين است كه وى را حفظ كرده تا به صاحبش برسانند.
د: مملوك پيدا شده مورد ضمان نيست مگر در حفاظتش تفريط شود.
بلى، اقرب اين است كه از اخذ و گرفتن آن در صورتى كه بالغ يا مراهق باشد شخص ممنوع است بخلاف آنكه صغيرى بوده كه قوّهاى با او نباشد تا بواسطهاش مهلكات را بتواند از خود دفع نمايد.
مبحث شرائط ملتقط
ه: شرط است كه ملتقط بالغ و عاقل و حرّ باشد مگر آنكه ملتقط مملوك به اذن آقايش التقاط كند كه در اين صورت التقاط صحيح مىباشد.